آیت الله سیدموسی زرآبادی (م1313ش) و آیت الله شیخ مجتبی قزوینی (م1346ش) که از سرزمین قزوین برخاستهاند، از ارکان مکتب تفکیک خراسان به شمار میروند. این مکتب قرآن شناسانه و دین پژوهانه جدید در حوزه معارف شیعه، بر آن است که معارف دینی را خالی از معارف خارجِ دین به ویژه فلسفه و عرفان عرضه کند. منتقدان این جریان فکری، به ویژه در سه دهه اخیر آن را با دیدگاههای متفاوت و متعددی مورد نقد قرار دادهاند. از جمله آن نقدها، دیدگاه «تداوم شیخیه قزوین در مکتب تفکیک» بوده که به وسیله عبدالحسین شهیدی صالحی (م1393ش) مطرح شده است. این دیدگاه درصدد اثبات آن است که مکتب تفکیک همان ادامه شیخیه قزوین می باشد که پس از رحلت آیت الله زرآبادی به شاگرد وی آیت الله شیخ مجتبی قزوینی منتقل گردیده است. نگارنده این مقاله با توجه به اصل تقدّم فهم بر نقد، در بخش نخستین مقاله، تقریری روشن از دیدگاه شهیدی صالحی ارائه کرده و سپس در بخش دوم به نقد آن در دو محور شکلی و محتوایی پرداخته است. آشکار شدن ناسازگاری درونی، خودستیزی و تناقض این دیدگاه از نتایج بررسی آن در فضایی روشمند و منصفانه است.